خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم انسانی

درس 9: ظهور و گسترش تمدن ایرانی- اسلامی

بازدید67/7 K
تاریخ بروزرسانی1401/09/21

از ابتدای قرن سوم تا نیمۀ قرن پنجم هجری، ایرانیان سلسله حکومت‌هایی تشکیل دادند و به تدریج مناطق مختلف ایران را از زیر سلطۀ مستقیم خلفای عباسی خارج کردند. در این دوره بود که تمدن ایرانی - اسلامی به اوج گسترش و شکوفایی رسید. در این درس، شما ضمن جست‌وجو و ارزیابی شواهد و مدارک تاریخی، برخی از جنبه‌های مهم سیاسی، علمی و فرهنگی و اقتصادی تمدن ایرانی - اسلامی را شناسایی و بررسی خواهید کرد.

سلسله‌های ایرانی مسلمان

بحث‌ و گفت‌وگو (صفحه 89 کتاب درسی)

 

با توجه به اینکه نخستین سلسلۀ مسلمان ایرانی یعنی طاهریان در خراسان شکل گرفت، با راهنمایی دبیر و با توجه به مطالبی که در درس‌های قبل خواندید، دربارۀ جایگاه و اهمیت سیاسی و اجتماعی خراسان و نقشی که خراسانیان در تحولات سیاسی قلمرو خلافت داشتند، بحث و گفت‌وگو کنید.
این ولایت در سده‌ی اول هجری به عنوان دارالمرز، کانون گردآمدن سپاهیان مسلمان و داوطلبان جهاد (مطوعه) برای گسترش اسلام در سرزمین‌های فرارود (ماوراءالنهر) محسوب می‌شد. مهاجرت گسترده‌ی قبایل عرب به این ولایت در عصر اموی دلالت بر جایگاه و اهمیت سیاسی، نظامی و اقتصادی برجسته‌ی آن ولایت دارد. خراسان پایگاهی مهم برای جنبش عباسیان شد و سیاه جامگان به رهبری ابومسلم از خراسان برخاستند و با لشکرکشی به سوی عراق و شام به حاکمیت امویان پایان دادند و خلافت را به عباسیان سپردند. در اواخر سده‌ی سوم بار دیگر خراسان و خراسانیان نقش تعیین کننده‌ای در تحولات سیاسی خلافت عباسیان ایفا کردند. آنان در پشتیبانی از مأمون در برابر برادرش امین، از خراسان به بغداد لشکرکشی کردند و با برکناری و قتل امین، مأمون را بر سریر خلافت نشاندند. عزیمت مأمون به خراسان و دعوت او از حضرت امام رضا برای سفر به مرو (از شهرهای مهم خراسان و پایتخت مأمون در مدتی که در آن ولایت سکونت داشت) و پذیرش ولایتعهدی، از دیگر رویدادهای تاریخ خلافت عباسی است که اهمیت و جایگاه خاص خراسان را در قلمرو پهناور عباسیان که از رود سیحون تا تنگه‌ی جبل طارق گسترده بود، نشان می‌دهد؛ بنابراین، خراسان با چنین جایگاه و پیشینه‌ای، بستری برای شکل‌گیری جنبش‌های استقلال‌طلبی ایرانیان و تأسیس نخستین سلسله‌های ایرانی در دوره‌ی اسلامی شد.

الف) زمینه‌های تأسیس

فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در دو قرن نخست هجری، زمینه را برای شکل‌گیری سلسله‌های ایرانی و در پی آن تغییر اوضاع سیاسی ایران در سده‌های سوم و چهارم هجری فراهم آورد. سرآغاز این تغییر، هنگامی بود که طاهر بن حسین مشهور به ذوالیمینین از سوی مأمون، خلیفهٔ عباسی به حکومت خراسان منصوب شد (205 ق). تشدید جنبش‌های ضد خلافت در ایران، مأمون را متوجه این نکته کرد که باید تغییری در شیوه اداره قلمرو خلافت ایجاد کند؛ از این رو، حکومت خراسان را به طاهر، سردار ایرانی خود سپرد. پس از طاهر، حکومت خراسان در خاندان او موروثی شد و بدین‌گونه نخستین سلسلهٔ مسلمان ایرانی شکل گرفت. پس از آن با افول قدرت عباسیان در قرن‌های سوم و چهارم هجری، سلسله‌های حکومتی دیگری در گوشه و کنار ایران روی کار آمدند. صفاریان، سامانیان، علویان طبرستان، زیاریان و آلِ بویه از جملهٔ این سلسله‌ها به شمار می‌روند.

قلمرو فرمانروایی طاهریان
قلمرو فرمانروایی طاهریان
** طاهریان علویان طبرستان صفاریان سامانیان زیاریان آل‌بویه روادیان آل حَسنَوَیه
دورهٔ حکومت 205-259 ق 250-316 ق 247-394 ق 204-395 ق 319-483 ق 320-454 ق قرن 4 ق 348-405 ق
مؤسس طاهر ذوالیمینین حسن بن زید  یعقوب لیث صفاری امیر اسماعیل سامانی مرداویج زیاری پسران بویه: علی، حسن و احمد محمد بن حسن روادی حسنویه بن حسین کرد
محدودۀ قلمرو خراسان و سیستان طبرستان و گرگان سیستان خراسان و ماوراءالنهر طبرستان و گرگان شمال، جنوب، غرب ایران و عراق آذربایجان کردستان، کرمانشاه، همدان و لرستان
پایتخت مرو، نیشابور آمل زرنگ (زرنج) بخارا  اصفهان، گرگان ری، شیراز، بغداد تبریز دژ سرماج در نزدیکی بیستون

فعالیت 1: ترسیم نمودار خط زمان (صفحه 90 کتاب درسی)

 

با توجه به مطالب جدول بالا، نمودار خط زمان تاریخ ایران را در سده‌های سوم تا پنجم هجری ترسیم کنید.

ب) خاستگاه اجتماعی و جغرافیایی

سلسله‌های طاهریان و سامانیان، ریشه در خاندان‌های کهن دهقانیِ منطقهٔ خراسان و ماوراءالنهر داشتند. در واقع این دو سلسله را دودمان‌های زمین‌داری پایه‌گذاری کردند که از قدرت و نفوذ اقتصادی و پشتوانهٔ اجتماعی و فرهنگی قابل ملاحظه‌ای در دیار خود برخوردار بودند. دهقانان در سده‌های نخستین هجری، علاوه بر مشارکت در امور محلی، نقش مهمی در حفظ و انتقال فرهنگ ایرانی از دوره باستان به دوره اسلامی ایفا کردند.

حسن بن زید، بنیان‌گذار حکومت علویان طبرستان و جانشینان او از سادات علوی شیعه مذهب به شمار می‌رفتند که برای رهایی از ستم خلفای عباسی، به ایران و به ویژه منطقهٔ طبرستان پناه آورده بودند. سادات علوی نقش مؤثری در ترویج اسلام در میان ایرانیان به ویژه ساکنان طبرستان، دیلم و گیلان داشتند و با رفتار و اخلاق پسندیده خود، مورد اعتماد توده‌های مردم قرار گرفتند.

برخی از بنیان گذاران نخستین سلسله‌های مسلمان ایرانی، از میان مردم عادی برخاستند و قدرت را به دست گرفتند. یعقوب لیث صفاری، رویگرزاده‌ای از دهی به نام قَرنین در سیستان بود. او فعالیت اجتماعی و سیاسی خود را با شرکت در گروه عیاران و جوانمردان سیستان و جنگ علیه خوارج آنجا آغاز کرد.

سلسلهٔ آل بویه را پسران ابوشجاع بویه (علی، حسن و احمد) از اهالی دیلم تأسیس کردند. بویه شغل صیادی را رها کرد و به همراه پسرانش حرفهٔ نظامی‌گری را برگزید و به خدمت سرداران دیلمی درآمد.

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 91 کتاب درسی)

 

نسب بیشتر بنیان‌گذاران سلسله‌های مسلمان ایرانی از جمله طاهریان، سامانیان، صفاریان، آل بویه و زیاریان را به یکی از شاهان و سرداران ساسانی از قبیل خسرو انوشیروان، خسرو پرویز و بهرام چوبین و یا پهلوانان اساطیری مانند رستم رسانده‌اند. به نظر شما دلیل این نسب‌سازی چه بوده است؟
ادعای نسب بردن از مشاهیر و اساطیر باستانی عمق دلبستگی و تعلق خاطر ایرانیان را به گذشته‌ی تاریخی‌شان نشان می‌دهد. مردمانی که با وجود پذیرش دین جدید (اسلام) و ورود به عصر تازه، در فرایند بازتعریف هویت فردی و جمعی خویش به هیچ وجه نمی‌خواستند با گذشته‌ی تاریخی خود وداع کنند. به عبارت دیگر این تمسک‌جویی به ناموران باستانی، کوششی برای حفظ میراث فرهنگی ایران کهن به شمار می‌رود و اقداماتی از این دست، عاملی مهم در تداوم تاریخی فرهنگ و هویت ایرانی محسوب می‌شود.

کاوش خارج از کلاس (صفحه 91 کتاب درسی)

 

با استفاده از منابعی که دبیر معرفی می‌کند، دربارۀ موقعیت اجتماعی عیاران و شیوۀ فعالیت‌های آنان در قرون نخستین هجری، مطالبی را تهیه و در کلاس ارائه کنید.

پ) شیوۀ کسب قدرت

بنیان‌گذاران برخی از سلسله‌های ایرانی مانند طاهریان و سامانیان، با فرمان خلیفهٔ عباسی به حکومت رسیدند. همچنین انتقال قدرت از امیری به امیر دیگر نیز در این حکومت‌ها با فرمان و تأیید خلیفه صورت می‌گرفت. در مقابل، بنیان‌گذاران بسیاری از سلسله‌هایی که در این دوره روی کار آمدند، بدون اجازه و تأیید خلیفه قدرت را به دست گرفتند. یعقوب لیث صفاری، بنیان‌گذار حکومت صفاریان، حسن بن زید، مؤسس حکومت علویان طبرستان و مرداویج برپاکنندهٔ سلسلهٔ زیاریان و پسران بویه که سلسلهٔ آل بویه را بنیان نهادند، از آن جمله بودند.

فعالیت 2: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 92 کتاب درسی)

 

متن زیر را بخوانید و بگویید چه دلالتی بر شیوهٔ کسب قدرت توسط یعقوب لیث صفاری دارد.
حکومت یعقوب لیث بر اساس اتکای وی به نیروی نظامی پایه‌گذاری شده بود. زیرا او در ابتدای قدرت‌گیری از مشروعیت و حمایت خلیفه عباسی برخوردار نبود. با توجه به اینکه یعقوب لیث صفّاری حکومت خود را با اقتدار برآمده از شمشیر و توانمندی‌های نظامی بنا کرده بود نه از راه پیوستگی به خلافت عبّاسیان، بنابراین، امارت او امارت استیلا بود نه استکفا. یعقوب هیچ وقت از خلیفه اطاعت محض ننمود و اگر دریک زمانی کوتاه می‌آمد به خاطر شرایط بوجود آمده بود، چون مخالفت به نفع وی نبود. خلیفه هم این روش را بکار می‌برد. این نوع رابطه و بخصوص تکفیر یعقوب از جانب خلیفه در جمع حجاج، باعث ترغیب هرچه بیشتر وی برای حمله به بغداد شد.

«هنگامی که یعقوب به نیشابور، پایتخت طاهریان حمله کرد، محمد بن طاهر، امیر طاهری به او پیغام داد اگر به فرمان امیرالمؤمنین [خلیفه عباسی] آمده‌ای، عهد و منشور عرضه کن تا ولایت به تو سپارم وگرنه بازگرد. چون رسول به نزد یعقوب رسید و پیغام بگذارد، یعقوب شمشیر از زیر مصلّیٰ بیرون آورد و گفت عهد و لوای من این است». (گردیزی، تاریخ گردیزی، ص 309)

ت) روابط با خلافت عباسی

سلسله‌های حکومتی که در سده‌های سوم تا پنجم بر مناطق مختلف ایران فرمان می‌راندند، روابط متفاوتی با خلافت عباسی داشتند.

طاهریان و سامانیان

امیران سلسله‌های طاهری و سامانی عموماً نسبت به خلفای بنی‌عباس اظهار اطاعت ظاهری می‌کردند و در مواردی با دشمنان خلافت مانند علویان طبرستان و خوارج در سیستان سِر ستیز داشتند. اظهار اطاعت این امیران نسبت به خلافت، به قدرت آنان در نظر عامهٔ مردم مسلمان، مقبولیت و مشروعیت می‌بخشید. با این حال، حاکمان طاهری و سامانی در اداره امور قلمرو خود استقلال کامل داشتند و با اراده و اختیار خود دربارهٔ مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سرزمین‌های تحت فرمان، تصمیم‌گیری و عمل می‌کردند.

علویان طبرستان

روابط حکومت علویان طبرستان با خلافت عباسی همواره خصومت‌آمیز بود؛ زیرا امیرانِ شیعه مذهب این سلسله که از سادات علوی به شمار می‌رفتند، خود مدعی خلافت بودند و عباسیان را غاصب خلافت می‌شمردند. از این رو، بیشتر دوران حکومت علویان طبرستان (250 - 316 ق) به کشمکش و جنگ با سپاهیان خلیفه و لشکریان طاهریان و سامانیان که متحد خلافت بودند، سپری شد.

صفاریان

رابطهٔ صفاریان با خلافت عباسی فراز و نشیب زیادی را طی کرد. با آنکه یعقوب بدون فرمان و بی‌اجازه خلیفهٔ عباسی به قدرت رسید، اما موفقیت‌های او در سرکوب خوارج و جهاد با کفار مرزهای شرقی، موجب شد که خلیفه فرمان حکومت سیستان، کابل و بلخ را برای وی بفرستد. با این حال، پس از حملهٔ یعقوب به نیشابور و از میان برداشتن حکومت طاهریان و سپس لشکرکشی ناموفق امیر صفاری به بغداد، روابط دو طرف به خصومت گرایید. در زمان عمرو لیث، برادر و جانشین یعقوب، دشمنی و درگیری میان صفاریان و خلافت عباسی کمتر شد؛ امیر صفاری نسبت به خلیفه اظهار تبعیت کرد و به نام او خطبه خواند و خلیفه نیز حکومت عمرو را بر مناطقی که در اختیار داشت، تأیید کرد. با وجود این، عباسیان همچنان به صفاریان بی‌اعتماد بودند. از این رو، در جنگ میان عمرو با امیر اسماعیل سامانی، خلیفه جانبِ سامانیان را گرفت و پس از آنکه در این جنگ عمرو به اسارت درآمد و به بغداد فرستاده شد، خلیفه ناجوانمردانه دستور به قتل او داد.

فعالیت 3: قضاوت کنید (صفحه 92 کتاب درسی)

 

متن زیر را بخوانید و دربارهٔ دلیل یعقوب لیث صفاری برای بی‌اعتمادی به خلافت عباسی، قضاوت کنید.
قدرت، سیاست خود را نسبت به آنان تغییر داده، سیاست خشونت را در پیش گرفتند. همین مسئله در واکنش ایرانیان در برابر خلافت عبّاسی مؤثر بود. یعقوب لیث به خلیفه عباسی ایمانی نداشت و در نظرش حکومت تازیان بر ایرانیان ناشایسته و گران می‌نمود. خلیفه عبّاسی هرگاه نارضایتی ایرانیان را می‌دید، با اندک بهانه‌ای آنان را به خاک و خون می‌کشید. برخورد خشونت‌آمیز با ابومسلم و ابوسلمه، برمکیان و آل سهل نشانگر آن بود که عبّاسیان از ایرانیان به عنوان ابزاری برای دستیابی به قدرت استفاده کرده و به هیچ روی حاضر نبودند سهمی عادلانه و شایسته جایگاه ایرانیان به آنان اختصاص دهند. بنابراین انتقام از بنی عباس و بطور کلی اعراب بدلیل از میان بردن حکومت ایرانیان و بی اعتمادی به عباسیان به سبب جفا در حق کارگزاران ایرانی و احیای پادشاهی ایرانی از نکات اساسی این قطعه است.

«یعقوب بسیار گفتی که دولت عباسیان بر غَدر و مَکر بنا کرده‌اند؛ نبینی که با بوسَلمه [ابوسلمه خلال] و بومسلم [ابومسلم] و آل برامکه و فضل بن سهل چندان نیکویی کایشان را اندر آن دولت بودند، چه کردند؟ کسی مبادا که بر ایشان اعتماد کند» (تاریخ سیستان، ص 267 - 268).

زیاریان

روابط زیاریان نیز با خلافت عباسی فراز و نشیب زیادی داشت. مرداویج با شکست سپاهیان خلیفه، شهرها و ولایات مختلف ایران را گرفت و عاملان خلیفه را از آنجا راند. مرداویج حتی خیال حمله به بغداد و نابودی خلافت عباسی را در سر می‌پروراند؛ اما پیش از اقدام به این کار، توسط غلامان شورشی خود کشته شد. جانشینان وی که قلمروشان به گرگان و طبرستان محدود شده بود، از بلندپروازی مرداویج دست کشیدند و نسبت به خلیفهٔ بغداد اظهار اطاعت کردند.

آل بویه

روابط آل بویه با خلافت عباسی با روابط سایر سلسله‌های ایرانی با عباسیان تفاوت داشت. یکی از مؤسسان حکومت آل بویه (احمد) با مشاهده اوضاع نابسامان خلافت، بغداد را تسخیر کرد اما خلافت را از بین نبرد. امیران آل بویه بیش از یک قرن خلافت عباسی را تحت سلطهٔ خود داشتند و عزل و نصب خلیفه به میل آنان انجام می‌گرفت. البته آنان حرمت و شأن خلافت را نگه می‌داشتند و چنین وانمود می‌کردند که تابع خلیفه هستند.

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 93 کتاب درسی)

 

به نظر شما چرا امیران آل بویه پس از فتح بغداد، خلافت عباسی را از بین نبردند؟ 
گرچه ایرانیان در شکل‌گیری خلافت عبّاسی نقش بسیار مهمی داشتند، ولی عبّاسیان پس از تثبیت موقعیت خلافت عباسیان فراتر از مناسبات سیاسی  نظامی است و جایگاه آن نزد توده‌های مسلمان سنی مذهب، منبعی برای مشروعیت بخشیدن به امیران و فرمانروایان صاحب قدرت سیاسی تبدیل شده بود. بنابراین آل بویه به دلایل ذیل خلافت عباسی را از بین نبردند: 1- کسب قدرت و مشروعیت سیاسی از طریق نفوذ خلفا در میان مردم و امرای محلی 2- تعداد زیاد هوداران خلفای عباسی که در گوشه و کنار سرزمین‌های اسلامی پراکنده بودند 3- حفظ خلافت برای از بین بردن رقیبان خود به خصوص فاطمیان مصر که مدعی تسلط بر بغداد و جهان اسلام بودند 4- تداوم و تثبیت حکومت و موقعیت خود با توجه به نفوذ و احترام  خلیفه در میان مردم سنی مذهب. 

قلمرو سامانیان و آل بویه
قلمرو سامانیان و آل بویه

ث) آثار و پیامدها

به قدرت رسیدن سلسله‌های ایرانی در سده‌های سوم تا پنجم هجری آثار و پیامدهای عمیق و گسترده‌ای بر ایران و ایرانیان داشت. البته میزان اثرگذاری همهٔ امیران و سلسله‌ها به یک اندازه نبود. طاهر ذوالیمینین و یعقوب لیث صفاری و نیز امیران سلسله‌های سامانیان و آل بویه که بر قلمرو وسیع‌تری فرمان می‌راندند، به مراتب تأثیر بیشتری داشتند.

بند امیر از آثار دورۀ عضدالدوله فرمانروای آل بویه - مرودشت فارس
بند امیر از آثار دورۀ عضدالدوله فرمانروای آل بویه - مرودشت فارس

در اینجا، به اختصار، به برخی از این تأثیرات می‌پردازیم.

سیاسی - اجتماعی

مهم‌ترین پیامد سیاسی ظهور حکومت‌های ایرانی، کاهش و زوال تدریجی سلطهٔ سیاسی - نظامی خلفای عباسی بر ایران بود. همچنین پس از آنکه اداره امور مناطق مختلف کشور در اختیار کارگزاران ایرانی قرار گرفت، به مرور، آرامش نسبی بر جامعه حکم فرما و از شدت آشوب‌ها و جنبش‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی کاسته شد. با این حال برخی از امیران سلسله‌های یاد شده به سبب تمایلات توسعه طلبانه و یا به واسطهٔ تشویق و تحریک خلفای عباسی، به رقابت و ستیز با یکدیگر پرداختند.

اقتصادی

در فاصلهٔ سده‌های سوم تا پنجم هجری به ویژه در دوران حکومت‌های طاهریان، سامانیان و آل بویه فعالیت‌های اقتصادی از رونق مناسبی برخوردار بود. در آن زمان کشاورزی، تجارت و صنعت رشد چشمگیری یافت. به واسطهٔ چنین رشدی بود که شهر و شهرنشینی در قلمرو آل بویه گسترش یافت. بخارا، نیشابور، ری، اصفهان، شیراز و همدان از جمله شهرهای بزرگ و آباد آن عصر بودند.

برقرار شدن آرامش و امنیت نسبی، قرار گرفتن زمام کارها به دست امیران و وزیران با تدبیر و علاقه‌مند به عمران و آبادانی و استقرار نظام دیوانیِ منظم و منسجم، از جمله عوامل رونق اقتصادی و رشد شهرنشینی در زمان سامانیان و آل بویه بود.

مذهبی

پس از آنکه امیران ایرانی قدرت را به دست گرفتند و سلسله‌های حکومتی مستقلی برپا کردند، روند اسلام‌پذیری شتاب بیشتری گرفت و بیشتر مردم ایران در دوره آنان به دین اسلام درآمدند. امیران سلسله‌های علویان طبرستان و آل بویه، پیرو مذهب تشیع بودند و به تقویت و گسترش آن مذهب در ایران کمک کردند. در عصر آل بویه، مراسم عزاداری امام حسین در عاشورا و جشن عید غدیر خم با شکوه و عظمت برگزار می‌شد. همچنین در آن دوره، حرم امامان شیعه در عراق مرمت و بازسازی شد و سنت زیارت رو به گسترش نهاد.

فرهنگ و تمدن

الف) زبان فارسی

اگرچه با ورود اسلام به ایران، زبان عربی، زبان حکومت و دین شد، اما زبان فارسی دری که در واقع صورت تحول یافتهٔ فارسی میانه (پهلوی) بود، همچنان در میان عامهٔ مردم در بیشتر سرزمین‌های ایرانی رواج داشت. به مرور زمان حتی بسیاری از اعراب مهاجر به میهن ما نیز جذب زبان فارسی و فرهنگ ایرانی شدند.

تأسیس حکومت‌های ایرانی در سده سوم هجری، سرآغازی بر توجه و حمایت رسمی از زبان و ادب فارسی بود. یعقوب لیث که امیری میهن‌دوست و علاقه‌مند به فرهنگ ایرانی بود، شاعران را به سرودن شعر فارسی تشویق می کرد.

در عصر سامانیان زبان و ادب فارسی اوج گرفت. امیران و وزیران ایران دوست و فرهنگ‌پرورِ سامانی زحمات فراوانی برای ترویج این زبان کشیدند. آنان شاعران و نویسندگان فارسی‌گو را تشویق و حمایت می‌کردند. رودکی پدر شعر فارسی در این زمان می‌زیست و مورد حمایت دربار سامانی بود. حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز در اواخر دوره سامانی شروع به سرودن شاهنامه کرد. او پس از سقوط سامانیان، شاهنامه را به سلطان محمود غزنوی تقدیم کرد، اما این سلطان، قدَرِ خدمت این شاعر بزرگ را ندانست و او را آزرده خاطر ساخت.

بسی رنج بردم درین سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

آرامگاه فردوسی - توس (مشهد)
آرامگاه فردوسی - توس (مشهد)

کاوش خارج از کلاس: شاهنامه (صفحه 95 کتاب درسی)

 

با استفاده از منابع و محتوایی که دبیر در اختیار شما قرار می‌دهد، دربارۀ زندگی و اقدامات فرهنگی حکیم ابوالقاسم فردوسی تحقیق کنید و به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:
1- فردوسی چه جایگاه و موقعیت اجتماعی در روزگار خود داشت؟
2- انگیزۀ فردوسی از سرودن شاهنامه چه بود؟

علاوه بر آن، در دوره سامانیان، زبان فارسی به عنوان زبان علم و دین در کنار زبان عربی قرار گرفت و چندین اثر علمی و دینی به زبان فارسی تألیف و یا ترجمه شد. ترجمه و تلخیص تاریخ طبری با عنوان تاریخ بلعمی و ترجمهٔ تفسیر طبری بر قرآن از آن جمله‌اند. همچنین در آن دوره، نخستین کتاب جغرافیایی به زبان فارسی با عنوان حدودالعالم من المشرق الی المغرب نگارش یافت.

ب) علم و آموزش

پیش‌تر خواندید که در دو قرن نخست هجری، ایرانیان نقش فعالی در تحولات جهان اسلام به ویژه تحولات علمی، فکری و فرهنگی ایفا کردند. نگاهی به تاریخ علم در حوزه تمدن اسلامی بیانگر آن است که عالمان و اندیشمندان ایرانی در تدوین بسیاری از رشته‌های گوناگون علوم پیشگام بوده‌اند و در رشد و گسترش آن علوم نقش مهمی داشته‌اند.

در پی روی کار آمدن سلسله‌های ایرانی در سده‌های سوم تا پنجم هجری، فعالیت‌های علمی و فکری ایرانیان دو چندان شد. در آن دوره دانشمندان بزرگی پا به عرصه نهادند، آثار علمی برجسته‌ای را پدید آوردند و روش‌های علمی تازه‌ای ابداع کردند. بدون شک، سلسله‌های ایرانی به ویژه سامانیان و آل بویه سهم بسزایی در رونق و شکوفایی علمی و فرهنگی عصر خود داشتند. امیران و وزیران فرهنگ‌پرور این سلسله‌ها، از یک سو، عالمان را مورد حمایت مادی و معنوی قرار دادند و از سوی دیگر، با مدارا و اجتناب از تعصب و تنگ‌نظری، شرایطی را فراهم آوردند که اهل علم و اندیشمندان پیرو مذاهب و دین‌های مختلف در امنیت و آسایش کامل فعالیت کنند.

در سده‌های نخستین هجری، مساجد، مهم‌ترین مراکز آموزشی بودند و در مساجد بیشتر شهرهای ایران حلقه‌های درس بزرگی تشکیل می‌شد. به تدریج مدرسه‌هایی هم در شهرهای بزرگ به وجود آمد. از تجربیات و نهادهای آموزشی دورهٔ باستان نیز استفاده می‌شد. مدرسهٔ پزشکی جند یشاپور که در زمان ساسانیان آغاز به کار کرده بود، همچنان تا قرن سوم هجری به فعالیت خود ادامه داد.

1- معارف اسلامی

ایرانیان از گذشته‌های دور به خردورزی و علم‌دوستی شهرت داشتند. از ابتدای ورود اسلام به ایران، برخی از ایرانیانی که مسلمان شدند، به تدوین و ترویج معارف اسلامی، شامل علوم قرآنی، حدیث، فقه و کلام اهتمام ورزیدند. پس از آنکه در سده‌های سوم و چهارم هجری جمعیت کثیری از مردم ایران مسلمان شدند، توجه به علوم و معارف اسلامی فزونی یافت.

برجسته‌ترین مفسران، محدثان، فقیهان و متکلمان ایرانی در سده‌های نخستین هجری
علم عالم دوره زندگی آثار و تألیفات
تفسیر محمدبن حسن توسی (شیخ توسی)
محمدبن جریر طبری
385 توس - 460 ق. نجف
224 آمل - 310 ق. بغداد
تفسیر تبیان
جامع‌البیان فی تفسیرالقرآن
حدیث محمد بن یعقوب کلینی
محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)
مسلم بن حجاج نیشابوری
255 کلین شهر ری - 329ق. بغداد
305 قم - 381 ق. شهر ری
؟ نیشابور - 261 ق. نیشابور
کتاب الکافی، شامل یک دوره حدیث شیعه
کتاب من لایحضره الفقیه، شامل 5920 حدیث شیعه
صحیح مسلم یکی از کتاب‌های حدیث
فقه محمدبن حسن توسی (شیخ توسی)
 
385 توس - 460 ق. نجف کتاب‌های النهایه و مبسوط
کلام فضل بن ابوسهل بن نوبخت 237 ق. بغداد - 311 ق. ؟  متکلم شیعه مذهب

2- فلسفه

در طول تاریخ کهن ایران، فلسفه همواره با فرهنگ این سرزمین عجین بوده است. در ایرانِ دورانِ اسلامی، فلسفه از شکوفایی فوق‌العاده‌ای برخوردار شد و فیلسوفان ایرانی نقش برجسته‌ای در ایجاد و گسترش مکتب‌های مهم فلسفی در جهان اسلام ایفا کردند.

ابونصر محمد بن محمد، معروف به فارابی (257 - 338 ق) فیلسوف بزرگ ایرانی که از خراسان به بغداد رفت و سپس در دمشق سکونت گزید، فلسفهٔ مَشّایی را که تلفیقی از جهان‌بینی اسلام و فلسفهٔ ارسطویی و نوافلاطونی بود، پایه‌گذاری کرد. در سنت فلسفهٔ اسلامی، فارابی را بعد از ارسطو که ملقب به معلم اول است، معلم دوم می‌خوانند. ابن سینا او را استاد خود دانسته و ابن رشد و دیگر فیلسوفان احترام زیادی برای او قائل شده‌اند.

بدون شک، برجسته‌ترین فیلسوف ایران و جهان اسلام کسی نیست جز ابوعلی سینا (370 - 428 ق) که فلسفهٔ مَشّایی را به اوج رسانید. ابن‌ سینا پس از مهاجرت از زادگاهش بخارا، در شهرهای مختلف ایران به خصوص ری، اصفهان و همدان به فعالیت علمی و درمان بیماران مشغول بود. این اندیشمند بزرگ ایرانی، در طول زندگی خود بیش از 100 اثر علمی بر جا گذاشت که نیمی از آنها در موضوع فلسفه و نیمی در علوم دیگر است. علاوه بر آن، ده‌ها اثر دیگر نیز به وی منسوب است. کتاب شفا یکی از بزرگ‌ترین دائرةالمعارف‌های علمی است که به دست این دانشمند عظیم القدر نوشته شده و در آن، علاوه بر فلسفه، به علوم طبیعی و ریاضی نیز پرداخته شده است. ابن سینا برای نخستین بار در دانشنامۀ علایی یک دوره فلسفه را به زبان فارسی تألیف کرد و این اثر، سهم بسزایی در مطرح کردن زبان فارسی به عنوان زبان علم داشت.

3- ریاضیات و نجوم:

ریاضیات و نجوم نیز از جمله علومی بودند که در دوران اسلامی به پشتوانهٔ دانش و مهارت‌هایی که از تمدن ایران و سایر تمدن‌های باستانی به تمدن اسلامی انتقال یافته بود، پیشرفت خارق‌العاده‌ای کرد. تعداد قابل توجهی از ریاضی‌دانان و منجمان ایرانی به خدمت عباسیان درآمدند و در رصدخانهٔ بغداد مشغول فعالیت شدند.

بدون تردید یکی از برجسته‌ترین دانشمندانِ عصر طلایی تمدن ایرانی - اسلامی، ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (362. خوارزم 440 ق. غزنه) است. بیرونی در ریاضیات، نجوم، گاه‌شماری، جغرافیا، هندشناسی و ... مقام والایی داشت و به زبان‌های فارسی، عربی و سانسکریت مسلط بود. وی آثار ارزنده‌ای در این زمینه‌ها تألیف کرد. ابزارها و روش‌های ابداعی او برای تعیین طول و عرض جغرافیایی و اندازه‌گیری فاصلهٔ میان شهرها جالب است.

توصیف اسطرلاب در کتاب «التفهیم» بیرونی
توصیف اسطرلاب در کتاب «التفهیم» بیرونی

4- پزشکی و داروسازی

دانش پزشکی ایرانِ باستان از طریق مدرسهٔ جندی‌شاپور به دوره اسلامی انتقال یافت و نخستین آثار مستقل پزشکی عصر اسلامی به دست استادان آن مدرسه نوشته شد. جرجیس بن جبرائیل (د پس از 152 ق) رئیس مدرسهٔ جندی‌شاپور و پزشک پرآوازه ایرانی به بغداد رفت و به دنبال او گروه دیگری از پزشکان آن مرکز علمی، راهی مرکز خلافت عباسی شدند.

محمّد زَکرَیای رازی (251 - 313 ق) پزشک، شیمی‌دان و فیلسوف ایرانی، آثار ماندگاری در زمینه پزشکی، شیمی و فلسفه نوشته و به عنوان کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) مشهور شده است. جرج سارتن، پدر تاریخ علم، رازی را بزرگ‌ترین پزشک اسلام و قرون وسطا شمرده است. رسالهٔ آبله و سُرخک (الجدَری و الحِصبه) او حاوی کهن‌ترین توصیف درباره بیماری آبله است و اثری ارزشمند در علم پزشکی به شمار می‌رود. به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران تاریخ علم، ابن سینا یکی از برجسته‌ترین پزشکان تاریخ علم پزشکی به شمار می‌رود. دائرةالمعارف پزشکی او با عنوان قانون، نه فقط در ایران و جهان اسلام، که در اروپا نیز تا چندین قرن به عنوان یک منبع و مرجع معتبر پزشکی باقی ماند.

5- سایر علوم و فنون

علاوه بر آنچه بیان شد، رشته‌های دیگر علمی مانند تاریخ، جغرافیا، ادبیات، فیزیک و شیمی نیز رواج و رونق داشت. ایرانیان مسلمان همچنین به اتکای تجربیات کهن خویش، در ساخت ابزارها و ادوات جنگی، حفر قنات و ایجاد بناهای مختلف مانند مساجد، پل‌ها و سدها مهارت خوبی از خود نشان دادند. دانش و مهارت‌های ایرانیان باستان در حوزهٔ هنر و صنایع به شکل‌های مختلف به دوران اسلامی منتقل شد.

بحث و گفت‌وگو (صفحه 99 کتاب درسی)

 

برخی نویسندگان، سده‌های سوم تا پنجم هجری در تاریخ ایران را «عصر طلایی» نامیده‌اند. با توجه به مطالعه و کاوشی که در موضوع این درس انجام دادید، دربارۀ درستی یا نادرستی این نسبت، بحث و دلایل خود را در تأیید یا رد آن بیان کنید.

پ) توسعه دریانوردی و تجارت دریایی

هنگام سقوط ساسانیان، بنادر ایرانی در سواحل خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ، آباد و پررونق بودند. در قرون نخستین هجری در نتیجهٔ گسترش و یکپارچگی جغرافیای جهان اسلام، تجارت در مسیرهای زمینی و دریایی توسعهٔ چشمگیری یافت. در آن زمان دریانوردان و بازرگانان ایرانی به اتکای دانش و تجربیات فراوانی که در این زمینه داشتند، فعالیت خود را گسترش دادند. در فاصلهٔ سده‌های سوم تا پنجم هجری، تجارت دریایی خلیج فارس با هندوستان، چین، جنوب شرقی آسیا و حوزه شرق آفریقا گسترش یافت و اسلام توسط بازرگانان و دریانوردان ایرانی به سرزمین‌های مذکور راه یافت. در این سده‌ها، مراکز شهری در سواحل خلیج فارس رونق یافتند و بندر سیراف به یکی از مراکز مهم مبادلات اقتصادی منطقه‌ای و جهانی آن روزگار تبدیل شد.

پرسش‌های نمونه (صفحه 100 کتاب درسی)

 

1- زمینه‌های سیاسی و اجتماعی شکل‌گیری حکومت‌های ایرانی را در سده‌های سوم و چهارم هجری توضیح دهید.
فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در دو قرن نخست هجری، زمینه را برای شکل‌گیری سلسه‌های ایرانی و در پی آن تغییر اوضاع سیاسی ایران در سده‌های سوم و چهارم هجری فراهم آورد. سرآغاز این تغییر، هنگامی بود که طاهر بن حسین مشهور به ذوالیمینین از سوی مأمون، خلیفه‌ی عباسی به حکومت خراسان منصوب شد (205 ق).تشدید جنبش‌های ضد خلافت در ایران، مأمون را متوجه این نکته کرد که باید تغییری در شیوه‌ی اداره قلمرو خلافت ایجاد کند؛ از این رو، حکومت خراسان را به طاهر، سردار ایرانی خود سپرد. پس از طاهر، حکومت خراسان در خاندان او موروثی شد و بدین گونه نخستین سلسله‌ی مسلمان ایرانی شکل گرفت. پس از آن با افول قدرت عباسیان در قرن‌های سوم و چهارم هجری، سلسه‌های حکومتی دیگری در گوشه و کنار ایران روی کار آمدند. صفاریان، سامانیان، علویان طبرستان، زیاریان و آل بویه از جمله‌ی این سلسله‌ها به شمار می‌روند.

2- حکومت‌های طاهریان و سامانیان را با سلسله‌های صفاریان و آل بویه، از نظر نحوۀ به قدرت رسیدن و نوع رابطه، با خلافت عباسی مقایسه کنید.
بنیان‌گذاران برخی از سلسله‌های ایرانی مانند طاهریان و سامانیان با فرمان خلیفه‌ی عباسی به حکومت رسیدند. همچنین انتقال قدرت از امیری به امیر دیگر نیز در این حکومت‌ها بافرمان و تأیید خلیفه صورت می‌گرفت. در مقابل بنیان‌گذاران بسیاری از سلسه‌هایی که در این دوره روی کار آمدند، بدون اجازه و تأیید خلیفه قدرت را به دست گرفت. یعقوب لیث صفاری، بنیان‌گذار حکومت صفاریان و پسران بویه که سلسله‌ی آل بویه را بنیان نهادند، از آن جمله بودند. 
 امیران سلسه‌های طاهری و سامانی عموماً نسبت به خلفای بنی عباس اظهار اطاعت ظاهری می‌کردند و در مواردی با دشمنان خلافت مانند علویان طبرستان و خوارج در سیستان سِر ستیز داشتند. اظهار اطاعت این امیران نسبت به خلافت، به قدرت آنان در نظر عامه‌ی مردم مسلمان مقبولیت و مشروعیت می‌بخشید. با این حال، حاکمان طاهری و سامانی در اداره امور قلمرو خود استقلال کامل داشتند و با اراده و اختیار خود درباره‌ی مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سرزمین‌های تحت فرمان، تصمیم‌گیری و عمل می‌کردند. 

3- پیامدهای سیاسی و اجتماعی تأسیس حکومت‌های ایرانی مسلمان در سده‌های سوم تا پنجم هجری را تجزیه و تحلیل کنید.
مهم‌ترین پیامد سیاسی ظهور حکومت‌های ایرانی، کاهش و زوال تدریجی سلطه‌ی سیاسی - نظامی خلفای عباسی بر ایران بود. همچنین پس از آنکه اداره امور مناطق مختلف کشور در اختیار کارگزاران ایرانی قرار گرفت، به مرور آرامش نسبی بر جامعه حکم فرما و از شدت آشوب‌ها و جنبش‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی کاسته شد. با این حال برخی از امیران سلسله‌های یاد شده به سبب تمایلات توسعه‌طلبانه و یا به واسطه‌ی تشویق و تحریک خلفای عباسی به رقابت و ستیز با یکدیگر پرداختند.

4- نقش سلسله‌های ایرانی را در پیشرفت و شکوفایی علوم و معارف اسلامی در سده‌های سوم تا پنجم هجری شرح دهید.
ایرانیان از گذشته‌های دور به خردورزی و علم دوستی شهرت داشتند. از ابتدای ورود اسلام به ایران، برخی از ایرانیانی که مسلمان شدند، به تدوین و ترویج معارف اسلامی، شامل علوم قرآنی، حدیث، فقه و کلام اهتمام ورزیدند. پس از آنکه در سده‌های سوم و چهارم هجری جمعیت کثیری از مردم ایران مسلمان شدند، توجه به علوم و معارف اسلامی فزونی یافت.

5- منابع و تحقیقات تاریخی را که در این درس به آنها استناد شده است، فهرست کنید.
1- روزگاران، تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوی اثر عبدالحسین زرین کوب 2- تاریخ گردیزی 3- تاریخ سیستان 4- اطلس تاریخ بنادر و دریانوردی ایران. 

درس 9: ظهور و گسترش تمدن ایرانی- اسلامی